close
تبلیغات در اینترنت
متن دلتنگی

متن دلتنگی

ﻣﻌﻠّﻢ ﮔﻔﺖ :"ﻓﻌﻞ ﺭﻓـــــــــــــــــﺖ" ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ڪُﻦ ...ﮔﻔﺘﻢ : رفتم , رفتی , رفت سڪوتے ڪلاﺱ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺖ ... ﺑﻐﺾ ﮔﻠﻮﯾﻢ ﺭﺍ ﻓﺸﺮﺩ…
رفت,متن دلتنگی,معلم,متن احساسی,عکس دختر,عکس سیاه سفید,
دل بیقرار

چِقَدر سَخت اَست...

آرام ڪَردَنِ ...دِل...ِ بیقَرارے ڪہ ...

مُدام... تُــو را مےخواهَد...

 

ارسال شده توسط کاربر: zahra-n

دوشنبه 31 خرداد 1395
13:6
137
قایقت جا دارد؟

تو کجایی سهراب؟!

آب را گل کردند...

چشم ها رو بستند و چه ها با دل کردند...

صبر کن سهراب !

گفته بودی قایقی خواهم ساخت

خواهم انداخت انداخت به آب

دور خواهم شد از این خاک غریب...

قایقت جا دارد؟

من از همهمه ی اهل زمین دلگیرم

 

ارسال شده توسط کاربر :941240327

یکشنبه 30 خرداد 1395
12:20
121
کـــاش برگردد

کـــاش برگردد

که دل دیگر امانم را گرفت

کـــاش برگردد

که دردش استخوانم را گرفت

کـــاش برگردد

که جانم دارد از کف می رود

کـــاش برگردد

که غم تاب و توانم را گرفت

کـــاش برگردد

سه شنبه 21 ارديبهشت 1395
23:31
158
هزاران نذر کردم

من هزاران نذر کردم

مــا شویم

دست در دست هم

و هم پــا شویم...

من هزاران نذر کردم تا که ما

بهترین عشاق این دنیا شویم...

من هزاران نذر کردم

کــه نشد

زندگی می خواست ما تنهــا شویم!

یکشنبه 12 ارديبهشت 1395
21:1
170
تنها زخم زندگی ام

تنها زخم زندگی ام

تویی...

همه به زخم هایشان

دستمال می بندند...

اما من به زخمم

دل بسته ام..

چهارشنبه 08 ارديبهشت 1395
22:56
168
کاش...

کاش

دلنوشته ای بودم

در حاشیه تقویمت ...

کاش

صدایی بودم

در آوازهای کودکی ات ...

کاش

عکسی بودم

در آلبوم قدیمی ات ...

کاش

وجودم

دلت را می لرزاند...

کــــــــــــاش

دوشنبه 06 ارديبهشت 1395
16:49
137
دلتنگی من

بی آنکه بخواهم به سفر سر شده است

یک آدم سرگشته دیگر شده است

وقتی چمدان سفرت را بستی

دلتنگی من چند برابر شده است

شنبه 22 اسفند 1394
23:23
137
تنها که باشی

تنها که باشی

فقط میتوانی به چراغی روشن

در آن دور دست ها

دل ببندی...

و زیر لب به آرامی بگویی

یکی از آن چراغ ها

چراغ خانه ی اوست...

چهارشنبه 19 اسفند 1394
23:36
223
لمس نفس هایت

لمس نفس هایت ضربان قلبم را

به شماره می اندازد...

تو آرام آرام نفس بکش

من لحظه به لحظه دیوانه ات می شوم...

سه شنبه 18 اسفند 1394
22:3
215
رفت ورفت ورفت

ﻣﻌﻠّﻢ ﮔﻔﺖ :
"ﻓﻌﻞ ﺭﻓـــــــــــــــــﺖ" ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ڪُﻦ ...
ﮔﻔﺘﻢ : رفتم , رفتی , رفت
سڪوتے ڪلاﺱ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺖ ...
ﺑﻐﺾ ﮔﻠﻮﯾﻢ ﺭﺍ ﻓﺸﺮﺩ ...
سڪوﺕ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﻢ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ :
ﺩلے ﺭﺍ شڪست ﻭ ﺭﻓﺖ
ﻏﺮﻭﺭے ﺭﺍ لہ ڪرﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ
عشقے ﺭﺍ بےﺭﺣﻤﺎنہ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ
احساسات را گرفت و رفت
لبخندامو گرفت و رفت
زندگيمو گرفت و رفت
دنيامو گرفت و رفت
شادےهامو گرفت و رفت
"رفــــــــــــــــــــــــــــــــــــت !!!

سه شنبه 18 اسفند 1394
14:55
243

تبلیغات

ورود اعضا

نام کاربری :
رمز عبور :

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *کد امنیتیبارگزاری مجدد

نویسندگان

تبلیغات متنی

درباره سایت

به لاو اسکین خوش آمدید

این سایت محض ارائه ابزارهای عاشقانه و آنلاین وبلاگ نویسی ساخته شده.

برای دسترسی بهتر به تمام بخش های سایت ابتدا باید عضو شویدسپس به موضوعات مربوطه هر ابزار مراجعه کنید.

هر گونه سوء استفادگی و کپی برداری از : قالب ، محتویات و ابزار های سایت دور از انسانیت میباشد و مورد رضایت ما قرار نمیگیره !

تاسیس سایت : 1393/8/1
© کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " لاو اسکین " میباشد و هر گونه کپی برداری دور از انسانیت میباشد میباشد | طراح قالب : لاو اسکین
با افتخار قدرت از : رزبلاگ